تبليغاتX
من بلاگر نیستم - پیش از آنکه نوروز بیاید..
من بلاگر نیستم

HOMEPAGE E-MAIL Archive
Free Citizen on Facebook

پیش از آنکه نوروز بیاید..

Sat 9 Feb 2008-11:20 PM -امیرحسین اعتمادی

چهار سال قبل که در نتیجه ردصلاحیت گسترده نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم،حکومت سرانجام تصمیمش را مبنی بر اخراج این وصله های ناجور عملی ساخت،بر این عقیده بودم که آنچه شورای نگهبان،و در واقع حکومت،در حق ردصلاحیت شدگان انجام داده است بهترین اتفاقی بوده که می توانسته برایشان بیفتد.نظر من بر این بود که تجربه شکست خورده مجلس ششم چنان مردم را از اصلاح طلبان دور کرده است که در صورت تایید صلاحیت و درنتیجه شرکت در انتخابات،سرنوشتی جز شکست در انتظارشان نخواهد بود.شکستی مفتضحانه تر از انتخابات شوراهای دوم.بعدها آنچه در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم رخ داد تاییدی بود بر این موضوع که تا زمانی که طرحی نو درانداخته نشود هرگونه تلاش برای کشاندن مردم به پای صندوقهای رای،تلاشی بیهوده خواهد بود.چهار سال قبل تصور من بر این بود که با خروج اصلاح طلبان از قدرت دست کم بخش پیشرو این جریان،با نزدیک شدن به جریانات اپوزیسیون از یکسو و بازسازی تشکیلاتی بتواند زمینه را برای بازگشتی متفاوت فراهم سازد.بازگشتی به عمق جامعه که بدون تردید ورود دوباره این گروه به قدرت با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان و سیستم انتخاباتی ناسالم موجود امری بود مهال.اما آن بارقه امیدی که چهار سال قبل با تحصن شجاعانه نمایندگان زنده شد و البته با بی عرضگی دولت سید محمد خاتمی و وزیر کشور ناتوانش به سرانجام نرسید خیلی زود به ناامیدی بدل گردید.آن حضور خفت بار در نمایش ریاست جمهوری نهم که منجر به قدرت نمایی سرداران و ورود نئومحافظه کاران ایرانی به ساختار قدرت در جمهوری اسلامی گردید،نشان داد که آقایان اصلاح طلب چه تبحری دارند در سوزاندن فرصتها.آنچنانکه امروز نیز در جریان ردصلاحیت بی نظیر کاندیداهای اصلاح طلب و البته بیشتر میانه رو، همچنان تنها برنامه آقایان،رایزنی با رهبری نظام اسلامی است تا شاید چند نفری بتوانند اجازه ورود به صحنه نمایش را پیدا کنند غافل از اینکه تصور ورود به مجلس مشورتی هشتم خیالی است باطل.با این اوصاف نباید انتظاری از مدعیان اصلاح طلبی داشت که به گمان من تا در بر این پاشنه بچرخد تنها می توانند نقش سیاهی لشکرهای انتخاباتی را ایفا کنند.امروز دیگر مشکل نیروهای دموکراسی خواه این نیست که باور خاتمی و کروبی و کرباسچی و ... از اصلاحات با هم متفاوت است.مشکل اصلی آنجاست که بخشی از نیروهای تحول خواه همچنان دل در گرو اصلاح حکومت بسته اند.اصلاح حکومتی که تمام منابع مالی و درآمد عظیم حاصل از فروش نفت آن را گروهی محدود از فرماندهان سپاه در سیطره خود گرفته اند، و از تمام امکانات وسیع خود برای حفظ آن استفاده می کنند.اگر پیش از این باور بر این بود این رهبری حکومت است که حرف اول و آخر را در همه مسایل می زند امروز نظامیان با اتکا بر منابع مالی بی پایان این توان را دارند که در مناقشه قدرت حرف خود را به کرسی بنشانند.امروز دایره تصمیم گیری ها در نظام اسلامی آنچنان محدود شده است که هاشمی رفسنجانی نیز راهی به این حلقه پیدا نمی کند.دیگر او مرد دوم یا رهبر سایه نیست.امروز ما با دیکتاتوری فرد روبرو نیستیم.آنچه در این سالها اتفاق افتاد و امروز نتیجه اش را در برابر خود می بینیم،کودتای خزنده نظامیان است و دولت احمدی نژاد همان دولت کودتاست.بدون شک در مقابل چنین دولتی که می کوشد بر تمام ابعاد زندگی ملت احاطه داشته باشد،انتخابهای محدودی وجود دارد.به شما اجازه اصلاح از درون را نمی دهند.هرگونه تلاش برای ایجاد نهادهای مدنی،در نطفه خفه می شود.در نبود رادیو تلویزیون خصوصی فراگیر و مطبوعات آزاد و از همه مهمتر طبقه متوسط مستقل از دولت، هرگونه فراخوان اعتصاب و اجتماع مسالمت آمیز با شکست روبرو می شود.می بینید که حتی راه انقلاب نیز بسته است.در این میان دانشجویان که در تمام این سالها به تنهایی جور اپوزیسیون حکومت را کشیده اند همچنان سرکوب می شوند و هزینه می دهند تا در فرصتهایی چون همین نمایش انتخاباتی نیز سردرگم عمل کنند.در حالی که باید به چالش کشیدن روند غیر دموکراتیک موجود به وجه مشترک همه گروههای دموکرسی خواه بدل شود، اختلاف ها بر سر "شرکت در" یا "تحریم" انتخابات به نظر حل نشدنی می نماید.بحث مقبولیت زدایی از حکومت نیست که مجریان و ناظران، آن عددی را که بخواهند اعلام خواهند کرد.بحث این است که توان ما محدود است و فرصتی دیگر در حال سوختن.اگر قرار است جبهه ای تشکیل شود اکنون زمان آن است که پس از پایان این نمایش،عید نوروز فرا خواهد رسید و سیاسیون به مسافرتی دیگر خواهند رفت.

لینک ثابت | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin